ليست مقاله هاي شماره 5 | جستجوي مقاله

نام مقاله: از الگوهاي كتابشناختي تا قواعد فهرستنويسي: ملاحظاتي در خصوص اف. آر. بي. آر.، آي.سي.پي.، آي. اس. بي. دي، و آر. دي. اي و روابط بين آنها
نام نشريه: شمسه
شماره نشريه: 5 _ 1
پديدآور: كارلو بيانچيني، مائورو گوئريني؛ مترجم: فاطمه پازوكي
مترجم: فاطمه پازوكي


 

از الگوهاي كتابشناختي تا قواعد فهرستنويسي: ملاحظاتي در خصوص اِف.آر.بي.آر.، آي.سي.پي.، آي.اِس.بي.دي. و آر.دي.اِي و روابط بين آنها(1)

 

مولفان: كارلو بيانچيني و مائورو گوئريني
مترجم: فاطمه پازوكي(2)






چكيده

اين مقاله در مورد تغييراتي كه در دنياي فهرستنويسي در حال رخ دادن است بحث مي كند. درباره اينكه اين تغييرات نياز به هماهنگي دارند. همچنين در مورد ويژگي هاي جديد اپك ها، اِف.آر.بي.آر.، قواعد پاريس و جايگزين پيشنهادي آن (آي.سي.پي.)، ويرايش دوم قواعد انگلوامريكن و جايگزين پيشنهادي آن (آر.دي.اِي.)، آي.اِس.بي.دي. و روابط بين اين استانداردها صحبت مي كند. علاوه بر اين، در اين مقاله نتيجه گرفته مي شود كه بستر نحوي آي.اِس.بي.دي.، بخشي ضروري از آر.دي.اِي. و تمامي قواعد فهرستنويسي ملي و بين المللي آينده به شمار مي آيد.

كليدواژه هاي موضوعي: فهرستنويسي، آي.سي.پي.، آر.دي.اِي.، اِف.آر.بي.آر.، آي.اِس.بي.دي.، اصل تغييرات محلي

 

خواننده ممكن است اثري را كه نياز دارد بشناسد؛ اما نمي توان انتظار داشت كه تمامي ويژگي هاي ويرايش هاي مختلف را بداند، ولي او حق دارد كه انتظار دستيابي به اين اطلاعات از طريق فهرست ها را داشته باشد.

آنتونيو پانيزي(3)

مقدمه

جامعه بين المللي فهرستنويسي در حال انجام تغييرات گسترده اي در اصول، استانداردها و قواعد فهرستنويسي است. مديريت اين تغييرات آسان نيست، زيرا آنها هم پيچيدگي زيادي دارند و هم به شدت با هم رابطه دروني دارند. تغيير، حركت بزرگي از يك مرحله به مرحله ديگر را در پي دارد. در مورد فهرستنويسي، تغيير به اين معنا است كه ما بايد نظريه و عمليات فهرستنويسي را كاملا بر اساس ملزومات كاركردي پيشينه هاي كتابشناختي (اِف.آر.بي.آر.)(4) دوباره سازي كنيم. از ما انتظار مي رود كه در مورد اف.آر.بي.آر . فكر كنيم، اما ما در حال استفاده از فهرست هايي هستيم كه قبل از نظام اِف.آر.بي.آر. طراحي شده اند و يك احساس فزاينده هم مدام وجود دارد كه نظام موجود با خواست ها و نيازهاي ما و كاربران ما مطابقت كامل ندارد. به علاوه، ما بايد به اين واقعيت توجه داشته باشيم كه فهرستنويسي، ديگر فقط در كتابخانه ها كاربرد ندارد بلكه در طيف وسيعي از سازمانها با الگوها، نيازها و خواستهايي شبيه به ما و برخي نيازهاي متفاوت از ما به كار خواهد رفت.

آنچه اكنون در جريان است، فرايند تجديد نظر در اصول فهرستنويسي و گذار از كاركردهاي فهرست به نيازهاي كاربران عمومي‌تر است. نشست متخصصان قواعد فهرستنويسي بين المللي ايفلا (آي.اِم.اي.آي.سي.سي.)(5) به فرمول بندي تعريفي مشخص از اصول فهرستنويسي بين المللي (آي.سي.پي)(6) نزديك شده است. حتي كار به اصلاح استاندارد بين المللي توصيف كتابشناختي (آي.اِس.بي.دي.)(7) هم رسيده و نسخه يكپارچه اوليه هم منتشر شده است. همچنين، خيلي از كشورها نيز در حال تغيير دادن قواعد فهرستنويسي خود، هم به شكل روزآمدسازي و مطابقت آنها با زمينه هاي جديد و هم براي ايجاد ساختار جديد براي فهرست هاي آينده هستند.

اين كار به دلايل بي شماري دشوار است. نه تنها به اين دليل كه هر تغييري پيچيده است بلكه، خيلي از تغييرات هم زمان با هم رخ مي دهند و هيچ يك نمي توانند به ديگري تكيه كنند، زيرا همه چيز در يك زمان در حال تغيير است. بنابراين پيچيدگي كار از آنچه ممكن است در يك فرايند تنها اتفاق بيافتد بيشتر است. به همين دليل، هر تغييري بايد با سطح فزاينده اي از مراقبت همراه باشد.

متاسفانه اين كافي نيست. اين پرسشي است كه ما بايد در نظر داشته باشيم كه بعد از تكميل فرايند روزآمدسازي فهرستنويسي، چه كسي مسئول آن خواهد بود؟ به عبارت ديگر، چه كسي روابط بين اِف.آر.بي.آر.، اصول فهرستنويسي جديد (آي.سي.پي.)، نسخه يكپارچه آي.اِس.بي.دي. و قواعد ملي، چندمليتي و بين المللي فهرستنويسي (مانند توصيف و دسترسي منابع - آر.دي.اِي.(8)) را هدايت مي كند؟

دنياي كتابشناختي مي تواند تنها از طريق تعامل پايان ناپذير نظريه و عمل مديريت شود. در حال حاضر ما تاثير شگرفي از الگوي نظري (اِف.آر.بي.آر.) را در تمامي فعاليتهايمان شاهد هستيم، اما هيچ تعامل سازنده اي بين اين نظريه و عمل فهرستنويسي وجود ندارد. ما معتقديم كه بايد گسستي اساسي با نحوه عمل گذشته به وجود آيد تا فضاي لازم براي الگوها و ابزارهاي مدرن باز شود. هرچند، گذر از گذشته به آينده نبايد ما را از انديشه در مورد حال غافل كند. به ويژه اينكه، ما خيلي سريع نيازمند دستيابي به توافقي بر سر تعريف روابط صحيح بين اِف.آر.بي.آر.، آي.اِس.بي.دي. و قواعد ملي، چندمليتي و بين المللي، به خصوص آر.دي.اِي. هستيم.

به تازگي، دو مساله انتقادي درباره روابط بين آي.اِس.بي.دي. و آر.دي.اِي. مطرح شده است. اولين موضوع كه اين اواخر تا حدودي حل شده، بر تفاوتهاي مهم عناصر اجباري در آي.اِس.بي.دي. و آر.دي.اِي. تمركز دارد. در يكي از آخرين تصميمات در اين زمينه، كه به صورت كاملا جدي از سوي گروه تجديد نظر آي.اِس.بي.دي(9). و گروه بازنگري اف.آر.بي.آر.(10) دفاع شده است، كميته هماهنگي مشترك (جِي.اِس.سي.)(11) موافقت كرد كه ناحيه شرح مسئوليت كه به دنبال عنوان كامل مي آيد و نگارش ناحيه شرح ويرايش ديگر يك اثر،  براي شناسايي و انتخاب مهم هستند و بايد در زمره عناصر پايه اي آر.دي.اِي. گنجانده شوند. با اين تصميم، گروهي كه مسئوليت آر.دي.اِي. را دارند - كميته هماهنگي مشترك (جِي.اِس.سي.) براي توسعه آر.دي.اِي.(12)- سابقه روشني از توجه فوري خودش به تقاضاهاي رسيده از سوي جامعه بين المللي فهرستنويسي نشان داد. نكته دوم، مشكل عمومي تري است. اين مشكل به نقشي كه به آي.اِس.بي.دي. در درون آر.دي.اِي. و توصيف آن توسط اين گروه داده شده، بر مي گردد. اين موضوع در چارچوب نياز عمومي براي هماهنگي تغييرات گسترده و متنوعي كه اتفاق افتاده و خواهد افتاد مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

از فهرست هاي كتابي تا اپك ها: آيا ما بينشي را از دست مي دهيم؟

در فهرست هاي كتابي و ساير فهرست هاي قبل از فهرست برگه اي(13)، توصيفهاي كتابشناختي، شكل مدخلهايي كه به صورت سلسله مراتبي نمايش داده مي شدند را به خود گرفته بودند. چنانكه سونونيوس        (svenonius, 2000)  ذكر مي كند "در زير نام هر پديدآور (سرشناسه)، آثار او بر اساس عنوان الفبايي شده بود. اولين ويرايشي از يك اثر كه كتابخانه آن را نگهداري مي كرد، به صورت كامل توصيف شده بود. اگر كتابخانه ويرايش ديگري از آن اثر داشت، مدخل آن در زير اولين ويرايش درج مي شد. اگر لازم بود اطلاعاتي كه آن را از اثر اول متمايز مي كرد ارائه مي شد. اين شيوه براي صرفه جويي در وقت و هزينه ها روش مناسبي بود، اما مهمترين كاركرد آن كنار هم قرار دادن مدخلهايي نظير آثار، ناشران، ويرايش ها و نسخه ها بر اساس ساختار سلسله مراتبي بود. علاوه بر اين، "در فهرست هاي كتابي، روابط منابع غيرسلسله مراتبي (كه غير از عضويت و شمول است) از طريق ارجاعات مشخص مي شد".

 

از فهرست هاي كتابي تا فهرست هاي رايانه اي پيوسته (اپك ها): آيا ما قدرت ديدن چيزي را از دست داده ايم؟

در فهرست هاي كتابي و فهرست هايي كه پيش از فهرست هاي كارت برگه اي مطرح بوده اند، توصيفات كتابشناختي در قالب موجوديت هاي نشان داده شده به صورت سلسله مراتبي شكل مي گرفتند. همانگونه كه سونوينوس معتقد است: "در زير هر نام نويسنده اصلي، عناوين آثار نوشته شده توسط وي به صورت الفبايي سياهه مي شوند". نخستين ويرايش يك اثر نگهداري شده در كتابخانه به صورت كامل توصيف مي شود. چنانچه كتابخانه ويرايش دوم يك اثر را نگهداري كند، مدخل آن زير مدخل ويرايش نخست با افزودن عبارت "...ويرايش ديگر" سياهه مي شود. (svenonius, 2000) چنانچه ضروري باشد، اطلاعاتي كه ويرايش دوم را از ويرايش اول كتاب متمايز مي كند نيز به مدخل اضافه مي شود.

چنانچه كتابخانه هاي متعددي از يك ويرايش خاص نگهداري نمايند با عبارت "...نسخه ديگر" در مدخل كتاب توصيف مي شود. اين راه حل، شيوه خوبي براي صرفه جويي در زمان و پول فراهم مي كند اما كاركرد اوليه آن براي كنار هم قرار دادن موجوديتهايي چون آثار، انتشارات، ويرايش ها و نسخه هاي يك اثر در ساختاري سلسله مراتبي است. افزون بر اين، در فهرست هاي كتابي، روابط غير سلسله مراتبي (به غير از عضويت و گنجاندن) در فهرست هاي كتابي با ارجاعات متقابل مشخص شده اند.

فهرست هاي كتابي راه را براي ظهور فهرست هاي كارت برگه اي فراهم ساخت اما اين تغيير و تحول با خود معايب چندي نيز به همراه داشت و سبب يك تغيير در شيوه نمايش اطلاعات كتابشناختي شد. به طور خاص موجوديتهاي پراكنده ديگر مناسب نبودند در عوض هر مدرك مي بايست بصورت كامل توصيف مي شد و براي هر مدرك بطور معمول يك كارت استفاده مي شد. در نتيجه برخي از معيارهاي مزاياي اقتصادي و ساختاري كه توسط شيوه نمايش سلسله مراتبي حاصل شده بود در اين روش از دست رفت. {....} ايجاد قواعد برگه آرايي براي همين منظور بود؛ بطوريكه نظم پيشينه ها در يك فهرست كارت برگه اي از نظم سلسله مراتبي موجوديت ها در يك فهرست كتابي تقليد كرده است.

خطوط فاصله تنها به قالب نمايش مرتبط نبودند؛ بلكه بيانگر يك ساختار كتابشناختي قوي پنهان شده مي باشند. تغيير حاصل شده در فهرست ها از قالب كارت برگه اي به قالب پيوسته، سبب ايجاد كاهش و نقصان در ساختار كتابشناختي شده است. امروزه ساختار رده اي كه به خوبي در فهرست هاي كتابي نمايش داده شده و در فهرست هاي كارت برگه اي كم و بيش توسط قواعد برگه آرايي سختگيرانه اي حفظ شده است، تقريبا ساختار پيوسته خود يعني آن ساختاري كه براي هدايت كاربران به كار مي رود را از دست داده است.

در حقيقت در فهرست هاي كارت برگه اي، ارجاع "نيز نگاه كنيد" يك ساختار پيوسته را فراهم كرده است. اخيرا استفاده از قالب هاي جديدي از فهرست ها، تعارضي ميان كاركردهاي مختلف يك فهرست اعم از كاركرد يافتن يك مورد خاص و كاركرد جستجو براي منابع مشابه را پديد آورده است؛ بطوريكه پيشينه هاي طراحي شده براي يك كاركرد براي كاركرد ديگر مناسب نيستند و مسئله تشخيص هدف از ايجاد پيشينه هاي كتابشناختي بيش از پيش نياز به بررسي دارد. پيشرفت هاي فناوري سبب پيدايش فهرست هايي شده است كه به عنوان ابزار كتابشناختي براي برآورده كردن اهداف كاربر مدارانه طراحي شده اند.

كاركردهاي سياهه سازي و جستجوي موارد خاص هنوز داراي اهميتند اما دنبال نمي شوند. به هر حال فهرست سازي هنوز نيازمند ايجاد يك رابطه هم از ميان واژه ها و جانشين هاي آنهاست. در نتيجه موارد زير را مي توان ناشي از تغيير شكل فهرست ها از حالت كتابي به حالت رايانه اي پيوسته دانست:

الف. برخي صرفه جويي ها در نمايش اطلاعات كتابشناختي امكان پذير نمي باشد.

ب. ساختار پيوسته فهرست ها در برخي فهرست هاي رايانه اي به خوبي تكميل شده است.

لوبتسكي (Lubetzky, 2000) معتقد است: "استفاده از ظرفيت رايانه براي بازيابي يك كتاب خاص با استفاده از چند عنصر غير متعارف از صفحه عنوان، مشكل كلي مرتبط با استفاده از نام نويسنده را مرتفع ساخته است. اما خاطرنشان مي سازد كه فهرست رايانه اي تنها نخستين هدف از ايجاد يك فهرست را كه كمك به خواننده براي يافتن كتاب خاصي كه مورد نياز وي است برطرف مي سازد. از زمان انتشار نخستين قواعد فهرستنويسي بين المللي در سال 1908 از سرشناسه و شناسه هاي افزوده استفاده شده اما استفاده از يك شناسه افزوده، هدف از استفاده از سرشناسه را تباه نموده است؛ ‌زيرا در صورتي كه خواننده اي با عنوان كتاب مورد نيازش در يك فهرست بگردد و آن را بيابد كاوشش با موفقيت به پايان رسيده است و نيازي به استفاده از سرشناسه ندارد. فهرست ها مي بايست از تمام مزاياي فناوريهاي نوين جهت ايجاد ساختارهايي كه قادر به پشتيباني از كاركردهاي سياهه سازي و مرتب سازي فهرست ها باشند استفاده نمايند. كنراد گسنر(14) پيشنهاد مي دهد كه در بخش اصلي كتابشناختي يك فهرست شيوه اي به كار گرفته شود تا هر دو كاركرد فوق قابل اجرا گردد. او ايده جهان كتابشناختي خود را ارائه مي دهد كه در آن سياهه اي از كتاب هاي دنيا تهيه شده و پيش بيني شده است كه هر كتابخانه قادر باشد مشخصات كتاب هاي خود را براي گرفتن فهرست خودش به آن اضافه كند. اين ايده به سطح ديگري از قواعد پانيتزي اشاره دارد زيرا هر كاربر  با استفاده از فهرستي كه مطابق با اين قواعد ساختار يافته است مي تواند نتيجه هر موردي را كه جستجو مي كند در بافت كتابشناختي درست و كامل آن بيابد.

از ديدگاه كاربر چگونه مي توان فهرست هاي امروزي را تورق كرد؟ اگرچه فهرست هاي مدرن، نقاط دسترسي زيادي را ارائه مي دهند اما آنها هنوز فاقد شيوه اي براي نمايش كامل ساختار پيوسته خود، تعريف شيوه تنظيم و نمايش كل اطلاعات كتابشناختي (و يا بخشي از اطلاعات كتابشناختي كه در موجود كتابخانه نمايش داده شده و با جستجوي كاربر تطبيق دارد) در يك ساختار هستند.

 
ملزومات كاركردي براي پيشينه هاي كتابشناختي

تازه ترين مدل نظري پذيرفته شده در حوزه فهرستنويسي اف. آر. بي. آر. نام دارد. ايده هاي شكل دهنده اين مدل در سطح بسيار منطقي توسعه پيدا كرده اند. اين مدل با ايده هاي خوب تعريف شده اي راجع به عناصر تشكيل دهنده جهان كتابشناختي (اعم از آثار، مدارك، نويسندگان، ناشران و غيره) شكل گرفته است و اين عناصر را در گروه هايي بر اساس ويژگي ها و روابط خاصشان طبقه بندي مي نمايد. اين مدل ضرورتا تركيبي از ايده هاست و چنانچه بخواهيم از ديدگاه اف.آر.بي.آر. سخن بگوييم ضروريست كه بگوييم كه مدل اف.آر.بي.آر. اثري است كه در اذهان جامعه فهرستنويسي جاي دارد. مدل مفهومي جهان كتابشناختي كه بر مطالعات اف. آر. بي. آر. متمركز است در حال تكامل است؛ بطوريكه جديدترين نسخه شي گراي چاپ شده اف. آر. بي. آر منتشر شده است.

در حقيقت، ايده جهان كتابشناختي به عنوان يك مدل موجز، مي تواند شكل هاي متعددي به خود بگيرد و مي تواند در قالب "بيانات" بسيار مختلفي ارائه شود. اصول پاريس جهت بازنمون اطلاعات كتابشناختي جهان و براي كاركردهاي يك فهرست كتابخانه اي پديد آمد و اكنون اف. آر. بي. آر.  بر نيازهاي اطلاعاتي يا وظايف كاربران متمركز شده است (Binchini et.al., 2004) و اين به دليل آن است كه امروزه نياز براي بياني جديد از همان قواعد قديمي وجود دارد.

اف. آر. بي. آر. داراي دو هدف است: هدف نخست عبارتست از فراهم كردن يك چارچوب خوب تعريف شده و ساختار يافته براي مرتبط كردن داده هاي ثبت شده در پيشينه هاي كتابشناختي با نيازهاي كاربران آن ركوردها و هدف دوم معرفي كردن يك سطح پايه براي كارآمدي پيشينه هاي ايجاد شده توسط سازمانهاي ملي كتابشناختي است(15). مي توان چنين استدلال كرد كه اف.آر.بي.آر. يك طرح فوري سودمند و ابداعي است كه در نتيجه بررسي پيشينه هاي كتابشناختي متكي بر آي.اس.بي.دي. حاصل شده است. به عبارت ديگر همه اشياي (موجوديت ها، روابط، ويژگيها) تعيين شده توسط اف.آر.بي.آر در آي.اس.بي.دي نيز يافت مي شوند(16).

به دليل آنكه مدل اف.آر.بي.آر دامنه گسترده اي از ويژگي ها و روابطي كه به صورت معمول در پيشينه هاي مستند منعكس مي شوند را تحت پوشش قرار نمي دهد(17) نياز بود تا ملزومات كاركردي پيشنهاد شده براي داده هاي مستند (اف.آر.آي.دي(18)) و ملزومات كاركردي براي پيشينه هاي مستند موضوعي (اف.آر.اس.اي.آر(19)) شكل بگيرند.

ويژگي بسيار مهمي از اف.آر.بي.آر مي بايست در اينجا يادآوري شود زيرا مستقيما به موضوع مان ارتباط دارد و آن عبارتست از رويكرد پذيرفته شده توسط اف.آر.بي.آر كه تلاش مي كند تا با شيوه اي نظام مند آنچه را كه كاربر متوقع است راجع به اطلاعات مورد نياز خود در يك پيشينه كتابشناختي بيابد و چگونگي به كار گيري اين اطلاعات را تعريف كند(20).

تاكيد بر هم كاركرد داده (نحوه استفاده از اطلاعات) و هم بر موجوديت ها (چيستي اطلاعات) است. اف. آر. بي. آر. يك مدل مفهومي از موجوديت ها و روابط است؛ بطوريكه هرگز با توصيف و بازنمون داده ها و چگونگي برقراري ارتباط با داده ها سر و كار ندارد. گزارش اف. آر. بي. آر. بر تجزيه و تحليل آي.اس. بي.دي. (استاندارد بين المللي توصيف كتابشناختي) تكيه دارد و عناصر مهمي براي يك پيشينه كتابشناختي ملي توليد مي كند اما اين گزارش به توصيف و تعيين استانداردهاي فهرست نويسي تمايل ندارد. در هيچ كجاي اف. آر. بي. آر. نمي توان اطلاعاتي راجع به موضوعات اساسي چون منبع اطلاعات كتابشناختي، زبان يا منطقه توصيف، كوته نوشت ها و اختصارات با حروف بزرگ نويسي، غلط هاي چاپي و غيره پيدا نمود. همچنين بسيار غير محتمل است كه در اف. آر. بي. آر. اطلاعاتي راجع به تجزيه و تحليل مدرك در دست يا در مورد چگونگي برقراري ارتباط فهرست با كاربران يا در مورد نظم داده ها در يك پيشينه كتابشناختي منفرد در يك فهرست به طور كلي ارائه شود. بنابراين بعد از همه اين مواردي كه ذكر شد مي توان گفت كه اف. آر. بي. آر.  يك مدل مفهومي است و نه مجموعه اي از قواعد فهرستنويسي. از اين چشم انداز، عبارت "فهرستاف. آر. بي. آر. " هيچ مفهوم خاصي ندارد؛ زيرا استفاده از مدل اف. آر. بي. آر. در فهرست نويسي، نيازمند حداقل پذيرش يك زبان كتابشناختي و يك قاعده از قوانين فهرستنويسي است. براي نمونه با داشتن تنها يك توپ و فقدان اطلاعات راجع به نحوه ضربه زدن، تعداد بازيكنان، و مجموعه كم و بيش پيچيده اي از قوانين راجع به نحوه بازي فوتبال يا واليبال نمي توان به اين ورزش ها پرداخت. در اين مورد نيز عبارت "فهرست اف. آر. بي. آر." معادل منطقي براي عبارت "بازي با توپ" است و بايد با توجه به كار عملي و قواعد و دانش مربوطه از آن بهره برد.

 
قواعد جديد فهرستنويسي (ICP)

تا سال 1961، تنها قواعد فهرستنويسي پذيرفته شده به صورت عام و در سطح بين المللي قواعد پاريس بود كه مبنايي براي بسياري از قواعد فهرستنويسي در سطح ملي بود. وظيفه امروز ما اين است كه قواعد را از ديدگاه كاربران بيش از ديدگاه فهرست و فهرستنويسي در نظر بگيريم. بازنگري پيشنهاد شده براي اين قواعد نه تنها تغيير نگرش از توجه به كاركردهاي يك فهرست به سمت و سوي توجه به نيازهاي كاربران را پيشنهاد مي كند؛ بلكه حوزه آن را هم توسعه مي دهد. اين قواعد جديد با افزودن همه انواع منابع به جاي تنها منابع چاپي در نظر گرفته شده در قواعد پاريس و شكل دادن همه جنبه هاي پيشنه هاي مستند و كتابشناختي به كار رفته در فهرست هاي كتابخانه اي، قواعد پيشين را توسعه  داده و جايگزين آنها شده اند.

مهم ترين تغيير در پوشش توسعه قواعد جديد فهرستنويسي براي تحت پوشش قرار دادن همه جنبه هاي پيشينه هاي مستند و كتابشناختي رخ داده است. قواعد فهرستنويسي پاريس در پانويس خود اعلام كرده است كه "در اين بيانيه وا‍ژه كتاب شامل ساير منابع كتابخانه اي كه داراي ويژگيهاي مشابه هستند نيز مي شود و بالاتر از اين، AACR2  يك رسانه بي طرف (خنثي) در اين زمينه است و تمام انواع منابع را تحت پوشش قرار مي دهد. با اين وجود اگرچه در جامعه فهرستنويسي تمايل براي طرد قواعد پاريس وجود دارد، اما هنوز بايد ثابت شود كه اين تغيير رويكرد براي كنار گذاشتن قواعد پاريس كافي است و يا قواعد فهرستنويسي جديد مستلزم آن است كه فهرست بر اساس اين قواعد وظايف منطقي خود را كاملا با آنچه توسط كاتر به عنوان "اشيايي براي فهرست نويسي" تعريف شده است تغيير دهد. (‍Cutter, 1904) علاوه بر اين بايد در نظر داشته باشيم كه يك خط اتصالي مستقيم از قواعد پاريس تا قواعد فهرستنويسي جديد وجود دارد و اين قواعد اساسا در روزآمدسازي واژگان براي بيان يك مدل جديد و گسترده تر از همان جهان كتابشناختي تفاوت دارند.

در جديدترين پيش نويس منتشر شده از اصول فهرستنويسي جديد (ICP) يك بخش كلي به اصول عام كه نحوه ساختن قواعد فهرستنويسي را نشان مي دهد اختصاص داده شده است. همه اين قواعد داراي بيشترين اهميت هستند اما ضروري است به صورت خاص دو هدف را كه مستقيما به توصيف مرتبط مي شوند يادآوري نماييم:

- بازنمون: موجوديتهاي مربوط به توصيف ها و اشكال كنترل شده نام ها براي دسترسي بايد بر اساس شيوه اي كه خود موجوديت توصيف مي شوند باشند.

- صحت: موجوديتي كه توصيف مي شود بايد به درستي و صادقانه به تصوير در آيد. عبارت بندي "قاعده بازنمون" اساسا توسط سونونيوس شكل گرفته است كه به توصيف ها و نه موجوديت ها در توصيف ها و اشكال كنترل شده نام ها براي دسترسي ارجاع مي دهند. (بر خلاف تاكيد مان) در واقع، مستلزم ساختن توصيفاتي هستيم كه شيوه بازنمون ماهيت هاي كتابشناختي را منعكس مي نمايند. تفاوت زماني آشكارتر مي شود كه خاطرنشان كنيم كه اين قاعده به صورت ابتدايي براي تاييد درستي توصيف و به همان اندازه براي شامل شدن هزينه ها و جلوگيري كردن از توصيف هاي خاص به كار مي رود. تغيير تمركز قاعده بازنمون از توصيف ها به ماهيت ها به نطر مي رسد كه تغيير كوچكي به نظر آيد اما اينگونه نيست زيرا مفهوم توصيف به يكسان نه تنها براي موجوديت هاي تعريف شده در مطالعه اف. آر. بي. آر. بلكه همچنين براي فهرست و قابليت آن در بازنمون جهان كتابشناختي به كار نمي رود.

قاعده صحت اظهار مي كند كه براي تعيين هويت و برقراري ارتباط با اطلاعات كتابشناختي نقل صادقانه نحوه بازنمون يك مدرك ضروري است. تاكيد اين قاعده بر تعيين هويت و برقراري ارتباط با اطلاعات (بدون توجه به چگونگي استفاده از اطلاعات و نوع اطلاعات موجود درباره آن) است.

قاعده بازنمون نيز داراي محدوديتهايي است؛ زيرا چنانچه عناصر زيادي را شامل شود نتيجه آن خواهد بود كه توصيف كتابشناختي نايكدست مي شود. براي تسهيل پويش انساني سياهه توصيف ها، نياز است كه جنبه هاي خاصي از توصيف ها يكدست شوند. اين يكدستي شامل انتخاب عناصر داده اي، نظم نمايش داده ها و نحوه نقطه گذاري، بزرگ نويسي و كوته نويسي آنها مي باشد. نهايتا بايد خاطر نشان ساخت كه توصيف ها نمي توانند تنها شامل داده هاي استخراج شده باشند؛ زيرا اين توصيفاتي كه مدرك با آنها بازنمون مي شود الزاما هماني نيستند كه كاربر با آنها به جستجوي مدرك مي پردازد. (svenonius, 2000)

 
استاندارد بين المللي توصيف كتابشناختي (ISBD)

آي.اس.بي.دي از موفق ترين استاندارهاي بين المللي فهرستنويسي بوده و هست و مي بايست با دقت كاربرد و پيشرفت هاي آتي آن را مد نظر داشت. به طور خاص بايد در نظر بگيريم كه چگونه بايد و يا مي توان روابط بين مدل هاي نظري، قواعد و استانداردها و قوانين بين المللي و چندزباني را هدايت نمود.

پس از انتشار گزارش اف.آر. بي.آر و آغاز بازنگري آي.اس.بي.دي توسط ايفلا لايه اي از پيچيدگي بر آن افزوده شد. اف.آر.بي.آر با تجزيه و تحليل آي.اس.بي.دي آغاز شد و در همان زمان آي.اس.بي.دي در قالب ويرايش ها و متون هشت گانه تكامل پيدا كرد تا ويرايش جامع ارائه شود كه در آن تلاش شده تا توصيفي براي همه مواد منطبق با وضعيت مشابه شان در اف.آر.بي.آر ارائه شود.

ويرايش جديد زمينه اي براي فهرست هاي رايانه اي يكپارچه (اپك ها) بوجود آورده است كه پيشنهاد مي كند از آي.اس.بي.دي به عنوان پايه اي براي قواعد توصيف همه جانبه منابع كتابخانه اي شامل محتوا، حامل و حالت انتشار آنها استفاده شود. افزون بر اين، بايد نتايج تطابق عناصر آي.اس.بي.دي با ويژگيهاي موجوديت و روابط اف.آر. بي.آر كه توسط تام دلسي (Delsey, 2004) انجام شده است را يادآوري نمود كه بسياري از ويژگيهايي را كه در آي.اس.بي.دي ارائه شده اما هنوز در اف.آر.بي.آر تعريف نشده اند نشان مي دهد. وي همچنين به اين نتيجه مي رسد كه هر عنصري در اف.آر.بي.آر يك ارتباط و مطابقتي با آي.اس.بي.دي دارد. قابل ذكر است كه با وجود آنكه مدل اف.آر.بي.آر ديدگاه كاملا جديدي را از دنياي كتابشناختي ارائه مي دهد و به ما اجازه مي دهد تا درك روشن تري در اين باره داشته باشيم اما اين مدل واقعيت جهان كتابشناختي را به صورت كامل ارائه نمي دهد و براي دلايلي كه هنوز مورد بحث است، رويه هاي توصيف به همان گونه كه بوده باقي مانده اند. اين نكته اي كليدي است و مي بايست كاملا روشن گردد. پس از گزارش هرمن اچ هنكل(21)، فهرست نويسي بر پايه ايده اي بنا شده است كه در آن توصيف و دسترسي كتابشناختي كاملا از يكديگر متمايز شده اند . توصيف به منابع كتابشناختي (كتابها، منابع رايانه اي، موسيقي و ...) مرتبط مي شود، در حالي كه دسترسي و ساختار پيوسته به آثاري مربوط مي شوند كه در جهان كتابشناختي يافت مي شوند. اين قبيل آثار هيچ موجوديت فيزيكي مستقلي ندارند. يك توصيف، بياني است از ويژگيهاي شيء يا روابط آن با ساير اشيا كه به شناسايي آن شيء كمك مي كند. هر پژوهش كتابشناختي، با كنار گذاشتن شناسه هاي دسترسي، يك يا چند توصيف را به عنوان نتيجه ارائه مي كند. گزارش هنكل به روشني بيان مي كند كه توصيف كتابشناختي اهداف زير را دنبال مي كند:

1.       الف. توصيف ويژگي هاي مهم يك كتاب كه كمك بزرگي در جهت تمايز آن كتاب از ساير كتاب ها و يا ساير ويرايش هاي آن كتاب خاص مي باشد.

ب. توصيف محتوا، دامنه و روابط كتابشناختي آنها

2. ارائه داده در يك مدخل كه الف. با مداخل ساير كتاب ها و ساير ويرايش هاي اين كتاب در فهرست تناسب داشته باشد، و ب. پاسخگويي مناسب به علايق اكثريت كاربران

چنانچه به جاي كتاب (ها)، در عبارات بالا واژه منابع كتابشناختي را جايگزين كنيم اين بيانيه كه بيش از شصت سال پيش نگاشته شده است تكميل مي شود. شكي نيست كه بسياري از ويژگيهاي مهم منبع توسط خواص ماهيت ها و روابط آنها همانگونه كه در اف.آر.بي.آر تعريف شده اند نمايش داده مي شوند. بهرحال، ديگر خواص اساسي توصيف كتابشناختي شامل ارائه داده ها در يك قالب خاص است كه سازگار با ساير توصيف ها مي شود و نتيجه آن پاسخگويي بهينه به علايق اكثريت كاربران مي باشد. به نظر مي رسد امروزه بخش هايي از هدف اصلي آي.اس.بي.دي زماني كه در زير پرتو نور مدل هاي جديد منبعث از اف.آر.بي.آر بررسي مي شوند مناسب نباشد. براي مثال، با توجه به افزايش توليد داده ها در قالب الكترونيكي موارد بسيار كمي را مي توان يافت كه آي.اس.بي.دي. بتواند در تبديل ركوردهاي كتابشناختي به قالبهاي الكترونيكي كمك كند. بهرحال بخش هايي از عملكردهاي اين استاندارد بويژه در مورد بازنمون داده هاي كتابشناختي مربوط به يك منبع خاص يا توصيف هاي متعدد منابع موجود در يك سياهه (يعني يك زمينه كم و بيش پيچيده) مورد نياز هستند. فهرست هاي كتابخانه اي وب پايه (اپك ها) از آغاز با اين ايده ايجاد شدند كه هدف اصلي آنها راجع به يافتن قطعه يا مجموعه اي از اطلاعات ساختاريافته در مورد گروهي از منابع با ويژگيهاي عام مشترك باشد. از اين منظر، منطقي است كه بپذيريم هيچ تفاوتي بين شناسه هاي دسترسي مدخل اصلي با ساير شناسه هاي دسترسي وجود ندارد. چنانچه صرفا ماهيت ها و ويژگي ها و روابطشان را در نظر بگيريم مي توانيم نتيجه بگيريم كه ديگر توصيفات كتابشناختي سنتي كارآيي ندارند. بهرحال چنانچه بخواهيم اپك ها را همانگونه كه بايد باشند در نظر بگيريم يعني ابزاري براي توصيف و دسترسي به جهان كتابشناختي (و همچنين جهت بازيابي قطعات منفرد اطلاعات) مجبوريم آنها را قابل درك كنيم و به آنها معنا و مفهوم ببخشيم. براي اين منظور به دو چيز نياز است: 1. شناسه هاي دسترسي كه چگونگي نظم يافتن، ساختاريافتگي و نحوه تورق يك فهرست را مشخص مي كنند و 2. توصيف هاي كتابشناختي مورد توافق در سطح بين المللي كه نمايش قابل پيش بيني و يكدست داده ها را امكان پذير مي سازند.

بسيار مهم است كه دريابيم كه استاندارد آي.اس.بي.دي. كاركردها و نقش هاي بسياري در يك فهرست دارد. آي.اس.بي.دي. تنها راجع به نمايش بصري يا شكل دهي نحوه ارائه عناصر نمي باشد. آي.اس.بي.دي. از عناصري بيش از يك قاعده نقطه گذاري تشكيل شده است و نبايد قواعد نقطه گذاري آن، ما را به اين اشتباه بيندازد كه آي.اس.بي.دي. فقط همين است. اين استاندارد همچنين دستورالعمل هايي را براي تجزيه و تحليل داده ها ارائه مي دهد كه در اين دستورالعمل ها قواعدي براي فهرستنويسان جهت جستجو و شناسايي داده ها، تعريف كاركردهاي هر عنصر داده اي در بافت خاص خودش و معلوم كردن جايگاه درست ثبت عنصر داده اي در مناطق توصيف كتابشناختي در نظر گرفته شده است. با اينكه قواعد نقطه گذاري يكي از جنبه هاي مرتبط و آشكار استاندارد آي.اس.بي.دي. است اما اين مورد ارتباط بسيار كمي با موارد نمايشي دارد.

در حقيقت مهمترين كاركرد اين استاندارد، تعيين حدود پيوندهاي دستوري بين عناصر داده اي و روشن كردن جايگاه منطقي آنها با دادن يك ترتيب خاص، قابل درك و با معنا مي باشد. تنها همين كاركرد بصورت عملي به ما كمك مي كند تا معناي واقعي عناصر داده اي را از طريق موانع زبان شناختي درك كنيم. دو مثال به ما كمك خواهد كرد كه اين تفاوت بزرگ را بهتر درك كنيم. چنانچه يك مدخل كتابشناختي را در نظر بگيريم كه در دهه 1950 نوشته شده باشد مي توانيم عناصر داده اي واضحي را تشخيص بدهيم؛ اما چنانچه قواعد نقطه گذاري آن حالت عادي نداشته باشد نمي توانيم به طور كامل كاركردهاي منطقي و روابط آن عناصر داده اي را با هم درك كنيم. اين بدان معناست كه قواعد نقطه گذاري آي.اس.بي.دي. تنها عناصر داده اي را از هم جدا نمي كند؛ بلكه ترتيب منطقي آنها را تعريف مي كند و از اين طريق به كاربر اجازه مي دهد كه كاركرد نحوي و ارزش دستوري يا محتواي دستوري آنها را درك كند.

افزون بر اين؛ بايد خاطرنشان ساخت كه ساختار دستوري تا حد امكان در هر منطقه داده اي آي.اس.بي.دي.  رعايت مي شود كه اين منجر به اين اميدواري مي شود كه مدخل كتابشناختي بيش از آنكه به عنوان مجموعه اي از داده ها در نظر گرفته شود به عنوان يك متن درك گردد.

مثال دوم از تبديل ركوردهاي كتابشناختي از فهرست هاي قديمي به اپك هاي جديد نشات مي گيرد. در بسياري از موارد جايگزين كردن مدخل قديمي در قالب جديد آي.اس.بي.دي. امكانپذير نبود و نياز بود تا براي تكميل درست فرايند فهرست نويسي حتما مدرك در دست باشد. اين امر يك تجزيه و تحليل جديد را مي طلبد و بدان معني است كه يك مجموعه از داده هاي كتابشناختي هميشه به يك متن آي.اس.بي.دي. (يعني يك توصيف كتابشناختي) ارتباط ندارند. در آي.اس.بي.دي. ترتيب نمايش داده ها براي انسان ها به منظور تجزيه و تحليل و نيز به منظور ارزش گذاري دستوري براي هر عنصر معني دار است. و در خارج از آي.اس.بي.دي. هر شكل از بازنمون و نمايش مجموعه اي از داده ها (هر نوع نمايش برچسب دار فهرست هاي رايانه اي وب پايه) مستلزم ارائه توضيح و تفسير براي درك شدن توسط كاربران است.

 
توصيف و دسترسي منبع (RDA)

ويرايش دوم قواعد انگلو امريكن توسط قواعد آر.دي.اي. جايگزين شده است اما اين تغيير با دشواري هايي همراه بوده است. جامعه بين المللي فهرستنويسي بايد قدردان تلاشهاي بسيار كميته بازنگري مشترك براي توسعه آر.دي.اي باشد كه تلاش نموده تا چارچوبي براي فهرست هاي آينده ايجاد نمايد. ما بايد از تلاش هاي مربوط به توسعه آر.دي.اي(22) پشتيباني كنيم. علاوه بر اين بايد بدانيم كه پيش ازآر.دي.اي هيچ طرحي با توجه به مطالعات اف.آر.بي.آر. براي ايجاد يك فهرست ارائه نشده بود. اين تغيير داراي اهميت زيادي است زيرا كميته بازنگري مشترك (GSC) استفاده از قواعد انگلوامريكن را كنار گذاشته است تا به روشني ظهور قواعد آر.دي.اي را به عنوان يك قاعده بين المللي اعلام نمايد. فرآيند فهرستنويسي، جهان كتابشناختي را با استفاده از يك زبان بسيار خاص توصيف مي كند و همانند ساير زبان ها اين زبان نيز از قواعدي تبعيت مي كند كه به زمينه، اهداف و تمام اجزاي تشكيل دهنده اش (از جمله واژگان، معاني، تركيب و ساختار ) مربوط مي شود. واژگان و اجزاي محتوايي توسط ماهيت ها و ويژگي ها و روابط آنها كه توسط مدل اف.آر.بي.آر. تعريف شده اند به خوبي نمايش داده مي شوند. بر اين اساس آر.دي.اي بدون توجه به بسياري از مشكلات قابل درك و ديدگاه هاي مغاير، ساختار جديد خود را توسعه داد.

 
"ثبت ويژگي ها"

-         قسمت يك: ثبت ويژگي هاي يك مدرك و موجوديت،

-         بخش دو: ثبت ويژگي هاي يك اثر و بيانيه ،

-         بخش سه: ثبت ويژگي هاي يك شخص، خانواده و تنالگان،

-         بخش چهار: ثبت ويژگي هاي يك مفهوم، شيء، حادثه و مكان"

 
"ثبت روابط"

-         بخش پنج: ثبت روابط اوليه بين اثر، بيان، نمود و مدرك

-         بخش شش: ثبت روابط اشخاص، خانواده ها و تنالگان هاي مرتبط با يك منبع

-         بخش هفت: ثبت روابط موضوعي

-         بخش هشت: ثبت روابط بين آثار، بيانات، نمودها و مدارك

-         بخش نه: ثبت روابط بين اشخاص، خانواده ها و تنالگان ها

-         بخش ده: ثبت روابط بين مفاهيم، اشيا، وقايع و مكانها"

آر.دي.اي. رويكردي جديد و بسيار جالب است اما تا زماني كه هر ويژگي و رابطه هر موجوديت ثبت شود. همانگونه كه از فهرست مندرجات يك اثر مي توان فهميد، در متن هيچ بخشي جهت توصيف منابع كتابشناختي يا ارائه داده ها به طوري كه به درستي ثبت شوند وجود ندارد. اين موضوع با انگاره مطالعه اف.آر.بي.آر. سازگاري دارد و به روشني در پيش نويس هاي آر.دي.اي. مورد پذيرش واقع شده است. يكي از عناصر كليدي آر.دي.اي. آن است كه اين قواعد، مرز روشني را براي جداسازي ميان ثبت داده و نمايش داده ايجاد نموده است. تمركز عمده آر.دي.اي. بر فراهم آوري رهنمودها و قواعدي براي ثبت داده ها جهت انعكاس ويژگي ها و روابط بين ماهيت هاي تعريف شده در اف.آر.بي.آر  و فراد(23) مي باشد.

آر.دي.اي. اساسا بر داده بيش از بازنمون تاكيد مي كند. اين يك انتخاب روشن و اعلام شده ايست كه تنها از ديدگاه اف.آر.بي.آر. صحيح مي باشد.  اف.آر.بي.آر.  تصديق مي كند كه هيچ مدلي براي يك فهرست كامل وجود ندارد و دليل آن هم فقدان تجزيه و تحليل داده هاي مستند و داده هاي مستند موضوعي است. اين الگو همچنين به دليل فقدان تركيب و ساختار، ناقص است.  

سوال هايي كه پيش مي آيد آن است كه در كدام قسمت از الگوي اف.آر.بي.آر. مي توان قواعدي براي بازنمون پيشنيه هاي كتابشناختي يافت؟ در كدام قسمت مي توان قواعدي مرتبط با سازمان كل فهرست يافت؟ يك نويسنده در فهرست هاي پيوسته كتابخانه كنگره و كتابخانه ملي انگلستان، جستجويي انجام مي دهد و مشاهده مي كند كه نتايج در نخستين گام بر اساس نام نويسنده و عنوان و در دومين مرحله بر اساس عنوان و پس از آن سال نشر و در سومين مرحله به شيوه اي غير قابل درك منظم شده اند. در همه فهرست هاي كتابخانه اي پيوسته وب پايه، نتايج قابل بازآرايي است؛ اما هيچ كدام قادر نيستند تا پيشينه ها را بر اساس آثار آنگونه كه اف.آر.بي.آر. ، آي.سي.پي(24) و بالاتر از همه كاربران نياز دارند تنظيم كنند. جستجوي يك نويسنده مثالي ساده در اين زمينه است. چه اتفاقي مي تواند براي نظم پيشينه هاي حاصل شده از يك جستجوي موضوعي رخ بدهد؟ اف.آر.بي.آر.  نه يك قاعده فهرست نويسي و نه يك زبان كتابشناختي است و قانونگزاران كه كار خود را بر مبناي الگوي اف.آر.بي.آر قرار داده اند مي بايست از اين نكته كاملا آگاه باشند. در حقيقت در آر.دي.اي، ضمايم شامل مطالبي راجع به بزرگ نويسي،كوته نوشت ها، مواد اوليه، تركيب پيشينه ها براي داده هاي توصيفي و تركيب پيشينه ها براي داده هاي كنترل شناسه دسترسي مي شود. يك ضميمه كتاب در حقيقت اطلاعات اضافي است كه در انتهاي متن يك كتاب مي آيد. آي.اس.بي.دي. داراي اطلاعات مهمي درباره فهرستنويسي است كه به يك ضميمه در آر.دي.اي. منتسب يا واگذار شده است.

مي توان اينگونه استنباط كرد كه در يك نسخه پيوسته، يك ارجاع به پيوست كه در آن نظم عناصر، نقطه گذاري از پيش توصيه شده و ديگر راهنمايي ها راجع به كاربرد آي.اس.بي.دي. (يا هر قالب كتابشناختي ديگر) در بافت آر.دي.اي. مشخص مي شود كافي است.

ما مي توانيم برعكس هم استدلال كنيم زيرا:

1.       طبق تعريف، ضميمه عبارت است از اطلاعات بيشتر از متن يا بعد از متن و آن بدان معناست كه آر.دي.اي. خودش فاقد توصيه هايي براي نمايش داده هاست.

2.       ارجاع در ضمايم به آي.اس.بي.دي. يا مارك21 (كه استاندارد ساختاري و نه استاندارد محتوايي است) يا دوبلين كور (كه تنها يك مجموعه فرعي محدود از پيشينه مارك است) مي تواند خواننده را به دليل محتواها و معاني متفاوت آنها سرگردان نمايد.

3.       ارجاع به ضميمه تنها در زماني كه آي.اس.بي.دي. قالبي براي نمايش داده ها باشد كافي است. در اين حالت همانگونه كه پيش از اين اشاره شد تجزيه و تحليل داده ها و قواعد براي ثبت داده ها در مكان درستشان فراهم مي گردد. در زير سه مثال آورده شده است:

1.       در آر.دي.اي. علامتگذاري عددي و يا الفبايي و علامتگذاري تاريخي در زبان و نوشته از همانجايي كه گرفته مي شوند در منابع ظاهر مي شوند. (RDA § 1.5) مي توان در جدول تطبيقي ارائه شده در ضميمه D در آر.دي.اي. قاعده"2.6.1 علامتگذاري عددي و يا الفبايي " و "2.6.2 علامتگذاري تاريخي" را مشاهده كرد كه با "شماره گذاري" در حوزه 3 ISBD (CR) مطابقت دارند.بهرحال هم در آي.اس.بي.دي(جي) و هم در نسخه يكپارچه آي.اس.بي.دي. اصطلاحات به كار رفته در مناطق 3، 5، 7 و 8 توسط سازمان ملي كتابشناسي يا ديگر سازمانهاي فهرستنويسي انتخاب شدند. اين تفاوت به ميزان زيادي به تجزيه و تحليل داده اي و محتواهاي عناصر داه اي مرتبط مي شود.

2.       در نسخه يكپارچه آي.اس.بي.دي. و در  §0.6   قاعده عام براي كوته نويسي چنين آمده است كه در مناطق رونويسي شده (مانند 1، 2، 4 و 6) اصطلاحات را چنانچه در متن منابع بصورت كوته نوشت نيامده اند، كوته نويسي يا موجز نكنيد. در آر.دي.اي. و در  §1.6.7   بيانيه ويرايش، بيانيه مرتبط با يك بازنگري ذكر شده براي يك ويرايش، ...ناشر، كارگزار و ...، محل نشر، انتشار، .... و عددگذاري در فروست ها   "به فهرستنويس عنوان مي شود كه از كوته نوشت ها همانگونه كه در ضميمه B آموزش داده شده است استفاده كند. تفاوت اساسي راجع به رونويسي از عناوين منابع تك نگاشت قديمي تر است. در قاعده  §0.6.6   ISBD عنوان مي شود زماني كه عناوين بصورت كوته نوشت آورده مي شوند همانند برخي عبارت كوته نوشت كه در عناوين نسخ خطي آورده مي شود مي توان آنها را هم به همان صورت و هم به صورت كامل در هر زمان كه احساس مي شود آورد. در آر.دي.اي. عنوان مي شود كه چنانچه يك عبارت بصورت كوته نوشت در منبع اطلاعاتي مي آيد بايد به همان صورت رونويسي شود. اين تفاوت به تجزيه و تحليل داده اي و محتواهاي عناصر داده اي مرتبط مي شود.

3.    همچنين در  تفاوتها در مورد قواعد مربوط به عناوين قراردادي نيز ديده مي شود. در قاعده §2.3.7.3 RDA عنوان قراردادي بايد نمايانگر يا الف. ماهيت منبع (مانند نقشه، نسخه خطي ادبي، دفتر خاطرات، تبليغات) يا ب. موضوع آن (مانند نام اشخاص، تنالگان ها، اشياء، فعاليت ها، حوادث، منطقه جغرافيايي و تاريخ ها) يا ج. تركيبي از اين دو -در صورت ضرورت- باشد. افزون بر اين عناوين قراردادي تنها زماني بايد در قلّآب قرار بگيرند كه منبع در قالبي ارائه گردد كه بطور طبيعي حاوي اطلاعات مشخص باشد. (ماند يك كتاب چاپ شده) (§2.3.7.3 RDA) در آي.اس.بي.دي. زماني كه يك منبع عنواني نداشته باشد؛ يك عنوان براي آن انتخاب شده و در قلّاب قرار مي گيرد. عنوان انتخاب شده بايد فشرده و موجز باشد و حوزه موضوعي منبع را منعكس نمايد. (§1.1.4.5.1 ISBD) در اين مثال تجزيه و تحليل داده ها، منبع اطلاعات، محتوا و بازنمون عناوين قراردادي در آر.دي.اي. و آي.اس.بي.دي. متفاوت هستند. در اين نمونه ساده دو طرح فوق پيش بيني هاي لازم را در مورد همه جنبه هاي مختلف زبان كتابشناختي دارد.

اين مثال ها نشان دهنده: الف. آي.اس.بي.دي. تنها يك قالب نمايشي نيست بلكه يك زبان كتابشناختي كامل براي توصيف منابع فيزيكي مي باشد. ب. اگرچه اينگونه نشان مي دهد كه تمركز اصلي آر.دي.اي. بر روي محتواي داده هاست اما با بازنمون داده ها هم سرو كار دارد. استفاده از دو زبان كتابشناختي ابهام هايي را ايجاد مي كند و آر.دي.اي. و آي.اس.بي.دي. با توجه به اينكه حوزه هايشان كاملا مشخص نشده اند در تعارض به نظر مي رسند.

در سال 1978 قواعدانگلوامريكن ويرايش2 با بخش توصيفي خود كه ابداعي در حوزه فهرستنويسي به حساب مي آمد آشكار گرديد و اين ابداع به اين دليل بود كه اهميت بسياري به بخش توصيفي در فرايند فهرستنويسي داده شده بود. فصل 0 تا 12 بخش يك، ساختار خود را از قواعد آي.اس.بي.دي. مي گيرد. قواعدانگلوامريكن ويرايش2 به عنوان يك قانون مطالعات موردي توصيفي را توسعه و عمق بخشيده و به همين دليل براي بسياري از فهرست ها (نه تنها فهرست هايي كه بر پايه قواعد انگلوامريكن ويرايش 2 هستند) يك دليل مهم براي ارجاع به بخش توصيفي قاعده زماني است كه آي.اس.بي.دي. به طور كافي در قواعد خود به روشني و به تفصيل عمل نمي كند. انتخاب آي.اس.بي.دي. توسط آر.دي.اي. (همانطور كه در بخش يك قواعد انگلوامريكن ويرايش 2 هم مشاهده مي شود) با عنوان يك قالب نمايشي براي فهرستنويسي داده ها به معناي اصلاح ريشه اي بنيانهاي قواعد مي باشد و انقلاب بزرگي در فهرستنويسي همانند آنچه كه در گذشته پيش آمده است بوجود مي آورد؛ اما در اين مورد پسرفت به عنوان يك پيشرفت نمي باشد. آر.دي.اي. همچنين به معناي شكستن يك رابطه مقايسه اي درازمدت، مهم و سودمند دوطرفه ميان قواعد انگلوامريكن و آي.اس.بي.دي.است. اين پسرفت فرايند استاندارد سازي كه بيش از سي سال تاريخچه فهرستنويسي را به خود اختصاص داده و سبب توسعه آي.اس.بي.دي. و قواعد انگلوامريكن شده است را به مخاطره مي اندازد.  

در حقيقت ميان قواعد و استاندارد مي تواند رابطه سازنده وجود داشته باشد، چنانچه آر.دي.اي. ، آي.اس.بي.دي. را به عنوان يك زبان كتابشاختي كامل براي هدف توصيفي و متفاوت از خود بشناسد. آي.اس.بي.دي. به عنوان يك زبان كامل كتابشناختي كه از سطوح مختلفي تشكيل شده است مي تواند پذيرفته شده يا رد بشود اما كاهش دادن سطح آن به يك ضميمه يا استفاده از آن براي تنها نقطه گذاري جايز نيست. آر.دي.اي. بايد انتخاب روشن تري راجع به آي.اس.بي.دي. انجام دهد يا آن را به طور كامل بپذيرد و يا آن را رد كند و در صورت رد كردن، جايگزين مناسبي را پيشنهاد دهد. در صورت پذيرش آر.دي.اي. بايد ساير مهارت هاي آي.اس.بي.دي. را به عنوان يك زبان كتابشناختي شناسايي و مورد پذيرش قرار دهد تا از وضع قواعد متعارض خودداري كند و در مورد دوم آر.دي.اي. بايد مجموعه كاملي از قواعد را كه در ارتباط با بازنمون و نمايش داده هاست فراهم كند. در هر دو مورد، بايد انتخاب روشني صورت بپذيرد. آي.اس.بي.دي. يك استاندارد بين المللي است و استانداردها بايد از سطح منطقي بالاتري نسبت به قواعد فهرست نويسي برخوردار باشند. قواعد فهرستنويسي بايد با بخشهايي از فهرستنويسي مرتبط باشند كه كاملا توسط استانداردهاي بين المللي مورد غفلت واقع شده اند. آر.دي.اي. عناصر داده اي به كار رفته براي فهرستنويسي توصيفي را شناسايي كرده و آنها را به شيوه اي مشابه با قواعد انگلوامريكن2 سياهه مي كند. آر.دي.اي. رهنمودهايي را براي نظم داده ها در پيشينه ها يا نظم آنها در صفحه نمايش فهرست ارائه مي كند. با وجود اين، چنانچه در نظر گرفته شود كه از آر.دي.اي. براي ساختن يك فهرست استفاده شود، بايد تمام مشخصه هاي اصلي يك فهرست از جمله شيوه تركيب و نظم عناصر را مشخص نمايد.

ايده يك فهرست مانند يك متن از توالي جملات تشكيل شده است كه نه جديد بوده و نه غيرقابل عملي شدن و بايد اينچنين فهرست و محتواي آن از نظر مديريت كلي جهان كتابشناختي و مهارت آن در جايابي در يك ساختار پيوسته و پيچيده محافظت شود. چنانچه ما به تنها سه قانونگذار اشاره شده در پيش نويس آي.سي.پي. يعني كاتر، رانگاناتان و لوبتسكي اشاره كنيم به راحتي آشكار مي گردد كه آنها به فهرست به عنوان يك متن كه داراي ساختاري پيوسته است نظر داشته اند. لوبتسكي چنين مي نگارد كه: "توصيف و شناسايي يك كتاب در يك كارت برگه بايد بر اساس قواعد زير باشد:

 الف. نظم: عناصر بايد هميشه با يك نظم كلي و با توجه به اهميت نسبي آنها در كارت برگه ارائه شوند. اين همان نظمي است كه معمولا در صفحه عنوان مي آيد: عنوان، شرح ويرايش و مشخصات چاپ كه در روي كارت به دنبال آن ديسه نما مي آيد، يادداشت فروست ها و يادداشت هاي افزوده." (Lubetzky, 2001)

نياز به نظم و ترتيب حتي در كتابخانه هاي امروزي كه بيشتر منابع آن مواد غير كتابي و منابع اينترنتي مي باشند به صورت فزاينده تري مطرح است. از ديدگاه لوبتسكي بايد با فهرست هايي كه صرفا ابزارهاي جايابي هستند مبارزه كرد. همانگونه كه پانيتسي هم همين كار را كرد. به عبارت ديگر بايد فهرست دقيق و جامع پانيتسي را ايجاد كرد كه در آن يك فهرست قادر است تا ويرايش هاي مختلف يك اثر را شناسايي و از يكديگر متمايز كند. چنانچه مطالعه اف.آر.بي.آر. را بررسي كنيم در مي يابيم كه با استفاده از نمودها (expression)ميان ويرايشهاي مختلف تمايز ايجاد شده است. اما قواعد فهرست نويسي خاصي بايد براي يك فهرست فراهم شود كه يك خواننده را قادر سازد تا همه توصيف هاي ويرايش هاي مختلف يك اثر را كاوش كرده و ميان آنها، ويرايش خاصي را شناسايي و متمايز نمايد و بتواند يك توصيف جامع و دقيقي كه در بردارنده همه مشخصات يك اثر و نه يك مشخصه خاص آن موجوديت باشد را بيابد. (Guerrini, 2004)

 يك قاعده فهرستنويسي نبايد فهرستنويس را براي توصيف داده ها كه براي يك قالب نمايشي تهيه مي شوند محدود كند و نبايد انتخابهاي چندگانه و غيرهم ارز در ضمايم انجام دهد. يك فهرست، دقيقا مانند يك زبان نوعي ابزار ارتباطي است. يك نمايه دقيق از داده ها نمي تواند نيازهاي ما را براي توصيف جهان كتابشناختي برآورده سازد؛ همانند آنكه يك واژگان براي توصيف جهان كافي نيست. تعريف داده ها و روابط آنها يك فرد را قادر مي سازد تا فرهنگي از اصطلاحات (موجوديت ها)، ارزشهاي آنها (مشخصات)، و تعاملات (روابط) دوجانبه آنها را تعيين نمايد. بايد از تمام اينها استفاده نمود تا بتوان جهان كتابشناختي را توصيف كرد و بايد قواعدي وضع نمود تا بتوان واژگان، ويژگي ها و روابط موجود در عبارات ثابت، معنادار، كاركردي و پيچيده تر را ساماندهي كرد. از اين رو يك قرارداد نحوي كه نظم عناصر واژگاني يك زبان را براي شكل دهي عبارات بزرگتر مشخص مي كند مورد نياز مي باشد. (svenonius, 2000) موضوع پيچيده تر از اين مورد ساده راجع به توصيف كتابشناختي است. كاتر، پانيتسي، لوبتسكي و رانگاناتان همچنين قواعدي را براي ترتيب مداخل ارائه دادند. آيا اين كاركرد امروزه غيرمرتبط است؟ چگونه فهرست هاي فعلي و بالاتر از آن فهرست هاي آتي اين كاركرد مبنايي را انجام خواهند داد؟ آر.دي.اي. بايد يك قرارداد نحوي را اختيار كند و اين نحو نه بايد انتخابي باشد و نه افزون بر قاعده ارائه شود؛ بلكه بايد به صورت شفاف و اجباري در خود قاعده و قانون ارائه شود.

 
اصل رانگاناتان راجع به تغيير محلي

شناسايي موجوديت هاي مرتبط و ويژگي هاي آنها شرطي اساسي و ضروري براي تعريف عناصر اجباري، مشروط و انتخابي توصيف كتابشناختي و سطوح حداقلي توصيفي يك توصيف كتابشناختي است. با اين حال نمي توان آن را با بسياري از كاركردهاي يك زبان پيچيده مانند آي.اس.بي.دي. جايگزين نمود. افزون بر اين آي.اس.بي.دي. يك استاندارد بين المللي است و سطح منطقي و معيار آن بالاتر از قواعد فهرستنويسي ملي و بين المللي است؛ بطوريكه مدل اف.آر.بي.آر. رهنمودي براي تعريف اصول ارائه مي دهد و اصول آي.سي.پي. جهت هدايت استانداردهاي بين المللي و قواعد ملي و چندمليتي طراحي شده اند. روابط ميان مدل هاي منطقي، اصول، استانداردها و قواعد ملي و چند مليتي بايد توسط قاعده تغيير محلي كه توسط رانگاناتان تعريف شده است هدايت شوند. رانگاناتان به دليل شرايط خاص اجتماعي- فرهنگي هند بصورت گسترده اي با قواعد ملي و چندمليتي سر و كار داشته است. در گذشته نيز همانند امروز، هند حاوي مجموعه اي از فرهنگها، مذاهب و زبانهاي مختلفي بود كه نيازمند توجه خاصي براي نقش آفريني بوده است. امروزه جامعه بين المللي فهرستنويسي با چالشي جهاني روبروست كه فرهنگ ها، مذاهب، زبان ها و نوشته ها، نقشي بزرگ در قاعده سازي آن ايفا مي كنند. قاعده تنوع محلي توصيه مي كند كه هر روش و تكنيكي زمينه هايي را براي كاربران فراهم كند كه علاوه بر استفاده محلي بتوان به عنوان يك گزينه براي استفاده عام نيز از آنها استفاده نمود. (Ranganatan, 1967) زماني كه بخواهيم قانون رانگاناتان را در مورد روابط موجود بين سطوح منطقي فهرست نويسي به كار ببريم به موارد زير مي رسيم:

1.       قاعده بين المللي فهرستنويسي بايد عواملي كه براي تهيه هر قاعده فهرستنويسي ملي درنظر گرفته مي شود را مشخص كند.

2.       يك قاعده فهرستنويسي ملي بايد عواملي كه براي ايجاد يك قاعده فهرستنويسي زبانشناختي در يك كشور چندزباني مانند هند درنظر گرفته مي شود را مشخص كند.

3.       يك قاعده فهرستنويسي ملي يا يك قاعده فهرستنويسي زبانشناختي بايد عواملي كه براي تعيين يك قاعده محلي فهرستنويسي براي هر كتابخانه شخصي درنظر گرفته مي شود را مشخص كند.

4.       قواعد فهرستنويسي در ساختار سلسله مراتبي خود بايد با يكديگر سازگار باشند و هيچ تعارض دو طرفه اي نداشته باشند.

5.       هر پيوند پايين تر در سطوح سلسله مراتبي بايد به عنوان يك مكمل براي تمام سطوح بالاتر خود مطرح باشد. (Ranganatan, 1967)

هدف اين اصل آشنا كردن كاربران با "خدمات" است. يك فهرست كتابخانه اي بايد خود را با يك الگوي قابل پذيرش و تعيين شده در سطوح محلي و موجز تطبيق بدهد و اين بايد در يك فهرست كتابخانه اي مشخص شده باشد. افزون بر اين، اين رنگ و بوي محلي بايد توسط فهرست هاي كتابخانه اي و در سطوح موفقيت آميزي مورد پذيرش واقع شود. سه يا چهار سطح بدون اشتباه هستند كه عبارتند از سطوح بين المللي، ملي، زباني و محلي. مطابق با هر مرحله بايد يك قاعده فهرستنويسي متفاوتي وجود داشته باشد كه بايد سازگار با قاعده اي باشد كه آن نيز با هر كدام از مراحل ابتدايي تر مطابقت كند. (Ranganatan, 1967)  در حال حاضر ما يك استاندارد بين المللي توصيف كتابشناختي و قواعد مورد پذيرش در سطح بين المللي پاريس را داريم. هر دوي اينها از يك ميراث پذيرفته شده براي خطي مشي بين المللي فهرستنويسي ساخته شده اند. تنوع هاي محلي، مجاز شمرده شده اما اين به معناي عبور از سنت مشترك و مورد پذيرش عام مي باشد كه داراي مزايا و مخاطراتي است.

 
نتيجه گيري

همانگونه كه مدل منطقي جهان كتابشناختي ممكن است تغيير كند با ظهور متون جديد، قواعد انگلوامريكن2 و اصول پاريس به طور كامل كنار گذاشته نمي شوند. هيچ كس قواعد انگلوامريكن و يا اصول پاريس را بدون آزمايش دقيق پيشنهادهاي جديد كنار نمي گذارد. اين امر در مورد آي.اس.بي.دي. نيز صادق است بويژه كه اين استاندارد تاكنون گسترده ترين و مقبولترين استاندارد در سطح بين المللي مي باشد و پايه اف.آر.بي.آر را قرار داده است. افزون بر اينها به دليل نياز به پاسخ به پرسشهاي زير هرگز نبايد اين استاندارد را كنار گذاشت. اين پرسش ها عبارتند از: جايگزين آي.اس.بي.دي. چيست؟ كدام ابزار، كاركردهاي مورد نياز براي توصيف استاندارد را انجام خواهد داد؟ همچنين بايد تاريخ خود را به ياد آوريم؛ در سالهاي اخير با توسعه و ورود رايانه ها به دنياي كتابخانه ها پيشنهاد شده است كه سرعنوان ها كاركردي ندارند و يا در رويكردي ساده انگارانه، عده اي فكر مي كنند كه جستجوي متون رايگان كه بوسيله موتورهاي جستجو انجام مي شود مي تواند جايگزيني براي فهرستنويسي باشد. (Gorman, 2007) امروزه به روشني درمي يابيم كه مديريت انواع پيشينه هاي مستند هنوز يك موضوع قابل بحث و مشكل آفرين است (همانگونه كه مدل هاي فراد و فرسار(25) بايد توسعه داده شده، ارزيابي گشته و مورد پذيرش واقع شوند).

براي مديريت روابط بين اين سطوح مختلف نياز است كه در هر سطح (اف.آر.بي.آر.،آي.سي.پي. ، آي.اس.بي.دي.) قواعدي براي سطوح پايين تر مورد پذيرش واقع شود. افزون بر اين به دليل حضور در سطوح پايين تر نياز خواهد بود كه قواعدي براي پاسخگويي بهتر به نيازهاي مختلف كاربران وضع شود و تنوع هاي محلي مديريت شود تا آنچه در هر سطح مورد پوشش قرار مي گيرد كاملا مشخص گردد. نمونه هايي براي اين موارد وجود دارد. اما اين قواعد بايد به خوبي تعريف شده و بايد به صورت منظم در سطوح منطقي و در قالب قواعد ملي و بين المللي فهرستنويسي معرفي شوند.  

 

منابع و مآخذ

 

Bianchini, Carlo; Pino Buizza; Mauro Guerrini,“Verso nuovi principi di catalogazione. Riflessioni sull’IME ICC di Francoforte,” Bollettino AIB 44, no. 2(June 2004): 133–152

British Museum, Rules for Compiling the Catalogue of Printed Books . . . Rev. ed. (London:British Museum, 1936)

Cataloguing Code Comparison for the IFLA Meeting of Experts on an InternationalCataloguing Code” (July 2003), http://www.d-nb.de/standardisierung/pdf/code comp 2003europe principles.pdf.

Cutter, Charles A., Rules for a Dictionary Catalog, 4th ed. (Washington, DC: GovernmentPrinting Office, 1904), 11–12.

Delsey , Tom. “Mapping ISBD Elements to FRBR Entity Attributes and Relationships” (July 28,2004), http://www.ifla.org/VII/s13/pubs/ISBD-FRBR-mappingFinal.pdf.

Gorman , Michael. “RDA: Imminent Cataloging Debacle,” American Libraries (December 2007),64, http://al.ala.org/forum/viewtopic.php?t=14.

Guerrini, Mauro. “Per una definizione di edizione: le entit`a Espressione e Manifestazione diFRBR e lo standard ISBD,” in L’organizzazione del sapere: studi in onore di Alfredo Serrai, ed. MariaTeresa Biagetti (Milano: Sylvestre Bonnard, 2004), 191–205.

Guerrini, Mauro; Carlo Bianchini; Pino Buizza; Carlo Ghilli; AntonellaNovelli; and Lucia Sardo, Verso nuovi principi e nuove regole di catalogazione, ed. Carlo Bianchini,foreword by Alberto Petrucciani; post-foreword by Pino Buizza (Milano: Sylvestre Bonnard, c2005), ISBN

IFLA Meetings of Experts on an International Cataloguing Code, Statement of   internationalcataloguing principles, 2, http://www.ifla.org/VII/s13/icc/imeicc-statement of principles-2008.pdf.

IFLA Study Group on the Functional Requirements for Bibliographic Records, InternationalFederation of Library Associations and Institutions, “Functional Requirements for Bibliographic Records:Final Report,” (M¨unchen: Saur, 1998). (UBCIM Publications—New Series, v. 19), ISBN 3-598-11382-X.

International Conference on Cataloguing Principles, “Statement of Principles,” (Paris, 1961),http://www.d-nb.de/standardisierung/pdf/paris principles 1961.pdf, 1.

International Federation of Library Associations and Institutions, International Standard BibliographicDescription (ISBD), preliminary consolidated edition, recommended by the ISBD ReviewGroup; approved by the Standing Committee of the IFLA Cataloguing Section (M¨unchen: Saur, 2007). http://www.ifla.org/VII/s13/pubs/ISBD-consolidated-July2006.pdf.

International Working Group on FRBR and CIDOC CRM Harmonisation, “FRBR Object-Oriented Definition and Mapping to FRBR-ER (Version 0.9 Draft),” ed. Chryssoula Bekiari, Martin Doerr,and Patrick Le Boeuf, http://cidoc.ics.forth.gr/frbr drafts.html.

Joint Steering Committee for Development of RDA, “Outcomes of the Meeting of the JointSteering Committee Held in Chicago, USA, 13–22 April 2008,” http://www.collectionscanada.gc.ca/jsc/0804out.html.

Joint Steering Committee for Development of RDA, “RDA: Resource Description and Access.Frequently Asked Questions,” § 4.1, http://www.collectionscanada.gc.ca/jsc/rdafaq.html#4-1.

Lubetzky, Seymour. “Manual of Descriptive Cataloging,” in Seymour Lubetzky: Writings onthe Classical Art of Cataloging, comp. and ed. Elaine Svenonius and Dorothy McGarry (Englewood, CO:Libraries Unlimited, 2001), 42

Lubetzky, Seymour. “The Vicissitudes of Ideology and Technology in Anglo-American Catalogingsince Panizzi and a Prospective Reformation of the Catalog for the Next Century,” in The Futureof Cataloging: The Lubetzky Symposium, ed. Tschera Harkness Connell and Robert L. Maxwell (Chicago:American Library Association, 2000), 9.

Ranganathan, Shiyali R., Classified Catalogue Code with Additional Rules for Dictionary Catalogue Code, 5th ed.(Bangalore: Sarada Ranganathan Endowment for Library Science, 1988), p. 169.

S. R. Ranganathan, Prolegomena to Library Classification, 3rd ed. (Bombay: Asia PublishingHouse, 1967), 129.

Studies of Descriptive Cataloging: A Report to the Librarian of Congress by the Director ofthe Processing Department,” Washington, DC, United States Government Printing Office, 1946, AppendixA. 88-86842-76–7.

Svenonius, Elaine, The Intellectual Foundation of Information Organization (Cambridge, MA:MIT Press, 2000), 62.



1. Bianchini, Carlo; Guerrini, Mauro (2009). From Bibliographic Models to Cataloging Rules: Remarks on FRBR, ICP, ISBD, and RDA and the Relationships Between Them. Cataloging & Classification Quarterly, 47:105–124.
2.. دانشجوي كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه پيام نور مشهد. پست الكترونيكي: pazooki.f@gmail.com
3. Antonio Panizzi
4.Functional Requirements For Bibliographic Records (FRBR)
5. IFLA Meeting of Experts on an International Cataloging Code (IME ICC)
6. International Cataloging Principles (ICP)
7. International Standard Bibliographic Description (ISBD)
8. Resource Description and Access (RDA)
9. ISBD Review Group
10. FRBR Review Group
11.Joint Steering Committee (JSC)
12.Joint Steering Committee for Development of RDA (JSC)
13. pre-card catalogs
14. Konrad Gesner
15. "Functional Requirements for Bibliographiv Records", 7.
16. Functional Requirements for Bibliographiv Records", 4
17. Functional Requirements for Bibliographiv Records", 4.
18. Functional Requirements for Authority Data (FRAD)
19. Functional Requirements for Subject Authority Records (FRSAR)
20. Functional Requirements for Bibliographiv Records", 3.
21. Herman H.Henkle
22. Join Steering Committee for Development of RDA
23. FRAD
24. ICP
25. FRSAR


چاپ مقاله | ارسال مقاله | تعداد دفعات مشاهده : 360
 

(ISSN:2008-451X) شمسه